خبرگزاری حوزه | سال به سال براندازان، بیشتر خودشان را لو میدهند و بیشتر معلوم میشود جایگزین نظام جمهوری اسلامی چیست. ما با جماعتی طرفیم که از صدر تا ذیلشان هیچ برنامهای برای کشور، جز کشتن و سوزاندن و خراب کردن ندارند. جایگزین جمهوری اسلامی کسانیاند که بتوانند خواست اربابانشان، آمریکا و اسرائیل را تأمین کنند. و معلوم است که اسرائیل و آمریکا برای این کشور، نه رفاه میخواهد، نه امنیت میخواهد، نه دین میخواهد و نه زندگی.
جایگزین جمهوری اسلامی نظامی است که بیش از ۹۰ درصد مردم ایران نمیتوانند تحملش کنند. چون یا دین دارند، یا خانواده دارند، یا کار و کاسبی دارند، یا عِرق ملی دارند، یا خانه و ماشین دارند، یا لااقل برق و آب و گاز دارند، یا تمامیت ارضی دارند. بالأخره هر ایرانی به یکی از این چیزها دلبسته است. و جماعت برانداز، به تبع اربابانشان برای هیچ یک از اینها حرمتی قائل نیستند.
دم پلیس و دیگر بچههای مدافع مردم گرم که جلوی مزدورانِ آمریکا و اسرائیل را گرفتند. وگرنه همه دیدیم چه کردند و برای چه کاری خیز برداشته بودند. گفت: سالی که نکوست از بهارش پیداست. با این دستفرمانی که اینها به کف خیابان آمدند، پیدا بود و بعدها هم اطلاعات و تحلیلهایش درآمد که خیز برداشته بودند برای کشتن و سوزاندن و خراب کردن حداکثری. هر چه زن و بچهی ایرانی بیشتر بمیرند بهتر! هر چه مسجد و خانه و مغازه بیشتر بسوزد، بهتر! هر چه شهرها بیشتر تخریب شوند، بهتر! آمده بودند برای ویرانی، برای نابودی، برای به آتش کشیدنِ ایران.
گیرم زبانم لال و به فرض محال، این نظام فرومیپاشید و کار براندازان میگرفت، چه میشد؟! تا چند سال، بمب و موشکهای آمریکایی و اسرائیلی، بلکه آلمانی و انگلیسی و فرانسوی بر سر مردمِ ما میریخت. به قصد کشتن میلیونها ایرانی آتش از آسمان و زمین بر سر ما میبارید. کوچه به کوچه و خانه به خانه را سربازان آمریکایی میگشتند و شخم میزدند که خالی کنند ایران را از هر عالم مسلمانی، از هر مادر باحجابی، از هر جوان نمازخوانی، از هر هیئتیِ روضهخوانی، از هر نخبهی اندیشمندی، از هر ثروتمند خیّری. هیچ آدم عزیز و شجاعی دیگر نباید بماند. فقط گوسفندان حق حیات خواهند داشت. نماز، ممنوع میشود و ما بقی مساجد ویران میشوند و قرآنها سوزانده میشوند. همچنین مدارس و کتابخانهها و بیمارستانها و حتی بانکها! این مردم هیچ چیزی نباید داشته باشند.
این تحلیل تخیّلی نیست؛ بلکه آیندهی هر کودتا و انقلابی است که انقلابیهایش، چنین وحشیانه به دین، فرهنگ، علم و مال و جان مردم سرزمینشان حمله میکنند. چنین انقلابی اگر به سرانجام برسد، جز این نمیشود که گفتم و توصیف کردم.
حفظ این نظام، فقط حفظ خون شهدا نیست؛ تنها حفظ اسلام و آرمانها و ـ نمیدانم ـ ارزشها و حجاب و نماز و مسجد و گنبد و مناره نیست. حفظ نظام، حفظ زندگی مردم ایران است. بعد از فروپاشی این نظام، فقط مسجدها را نمیسوزانند؛ باشگاهها و کافهها و بوستانها هم میسوزد. چون شهر میسوزد؛ با هر چه در آن است.
حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن، دفاع از زندگی مردم ماست. این راهپیمایی، دشمن را از حمله کردن ناامید میکند. و در مقابل، حضور کمرنگ، دشمن را امیدوار میکند. چه این که بعد از چند بار حضور کمرنگ ما مردم در انتخابات، دشمن امیدوار شد و از ما هزاران خون گرفت. کمتر قدم زدنی را در طول تاریخ میشود یافت که چنین اثر باشکوه و مهمی برای حیات دهها میلیون انسان دارد. شاید باشکوهترین، سرنوشتسازترین و پراجرترین کاری که مردم ایران در طول یک سال به صورت همگانی و ملی میتوانند انجام دهند، همین باشد. وگرنه رهبر ۸۶ سالهی ما برای آن کار دیگر، به صورت ویژه و کمسابقه سرِ پا میایستاد و از مردم، همان را خواهش میکرد.
سید مقدام حیدری










نظر شما